۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

بیماری بی غیرتی اینترنتی و درمان با کاسه کوبی



دیروز صبح که خبر فوت هاله را در مراسم تشییع پدر شنیدم تا دقایقی هیچ صدایی را نمیشنیدم انگار که وسط یک تونل تاریک ایستاده بودم  و این جنایت و دیگر فجایعی که این رژیم باعث و بانی آن بوده، مانند یک فیلم از جلوی چشمانم رد میشد. وقتی به حال خودم برگشتم دیگر مطمئن بودم که با این اتفاق حتما ایرانیان تکان میخورند و برخوردی سهمگین روی خواهد داد. سوای اینکه هاله و پدرش را بشناسند یا نه، میدانستم که همچنین ظلمی به یک زن عزادار آن هم در مراسم تشییع پدر، اصلا برای ایرانیان قابل قبول نیست. هر چه باشد ایرانیان از باستان برای فرد فوت شده احترام قائل بودند، مسلمانند آنهم از نوع شیعه ای که کل یومشون عاشورا بوده و تا بوده و بوده  از بی حرمتی یزیدیان به کشته های عاشورا و بازماندگان آن نالیدند و بر سر کوبیدند.
در دنیای مجازی و صفحه بالاترین که بطور حتم نمایه دنیای مجازی ایرانیان است، پر شده بود از خبر مرگ هاله و شیون و اندوه و پیشنهاداتی برای اعتراض که همین الآن حرکت کنیم به منزل خانم سحابی یا انتقامش را در راهپیمایی 22 خرداد میگیریم که این احساسات تا بعد از ظهر به پبشنهاد الله اکبر شبانه ختم شد. بله، بعد از اینهمه ظلم آشکار و نهان ، فوق فوقش در پنجره را باز کنیم  و چندبار الله اکبر بگوییم. حال کیست که صدای ما را بشنود و آیا این اصلا جواب درخوری به این ظلم و جور خواهد بود، خود یک سوال اساسی است.

بعد از گذشت کمتر از 24 ساعت بر طبق روال دیگر حوادث، نوبت به نویسندگان و به قولی روشنفکران خارج نشین و دست به قلم میرسد که با تاخیری چند ساعته مرثیه ای بسرایند و این جنایات را محکوم کنند و ما در بالاترین آنها را پست کنیم و مثبت و منفی  بدهیم و دیگر هیچ و زمان بگذرد تا جتایتی دیگر و قصه و غصه از نو.
کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی بر این باورند که ایرانیان در تمام اعصار غیر قابل پیشبینی بوده اند و حرکات و اعتراضات آنها را نمیتوان سریعا پیشبینی نمود. اما من بعد از این چند سال حتی میتوانم فلوچارت و الگوریتم بازبرخورد ایرانیان را در اینگونه مسائل بنویسم و حتی به نظر من میشود براحتی یک برنامه کامپیوتری برای پیشبینی بازبرخورد ایرانیان به تمام مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ورزشی نوشت. البته روال این فلوچارتها به اینگونه است که مطمئنا خروجی و پایان آن، بازبرمیگردد به شرایط قبل از وقوع حادثه و انگاری که آب از آب تکان نخورده است.

حال چرا ما ایرانیان انقدر به قول بعضی از دلسوزان بی تفاوت، بی غیرت و یا تنبل شده ایم، شاید برمیگردد به همین دنیای مجازی و فناوریهای جدید و علاقه وافر ما به خبر شنیدن تا خبرساز بودن و شاید هم روحیه محافظه کار ما ایرانیان. به قول دوستی که مزاح میکردند و میگفتند وقتی زمان ما پسران برای دختر بازی لباس پلوخوری می پوشیدند و ساعتها به موهایشان ور میرفتند تا بیرون بروند و مثلا دختر بازی بکنند و شاید دختری هم پیدا کردند که طرح دوستی بریزند و شاید در همان بیرون هم سر دختر محله غیرتی میشدند و همان لباس پلوخوری را در دعوا پاره میکردند. اما جوانان امروز با شورت و شلوارک و موهای ژولیده با اینترنت دختربازی میکنند و بعد از کلی دل و قلوه دادن و گرفتن اینترنتی و دوست شدن ،یک قراری در کافی شاپ میگذارند و در بهترین حالت یک جین و یک تی شرت میپوشند و سر قرار نهایی میروند. غیرت و غیرت بازی و دعواهاشون هم خلاصه میشود به چهار تا ایمیل مثلا تهدید آمیز که هکت میکنم و یا از چت روم بیرون میاندازمت.

آیا راه حلی برای این قضیه هست و من که دارم در اینجا نقد میکنم آیا پیشنهادی و یا درمانی هم دارم و یا اینکه فقط مانند پیرزنی غرغرو در حال شکایت از زمین و زمان هستم. نمیدانم آیا راه حلی کوتاه مدت برای درمان این بیماری اینترنتی ما ایرانیان هست یا نه اما اگر همت ما خلاصه میشود به شبانه الله اکبر گفتن و حنجره پاره کردند چرا از روشی اعتراضی در کتاب همسایه های احمد محمود استفاده نکنیم. خالد که در این کتاب به دلیل فعالیتهای سیاسی به زندان افتاده است به همراه دیگر زندانیان بخاطر کیفیت بد غذای زندان در اعتصاب به سر میبرند. بعد از گروگان گرفته شدن یکی از رفقای خالد توسط رییس زندان، زندانیان برای رساندن صدای اعتراض خود به تمام شهر تصمیم میگیرند با اندک وسیله ای که در اختیار دارند صدای اعتراض خود را به گوش تمام شهر برسانند و به شهر بگویند که در زندان چه خبر است. راه پیشنهادی هم بسیار ساده است و آن کوبیدن کاسه های فلزی به هم در یک زمان معین است. این کاسه کوبیدنها نهایتا ایجاد صدایی گوش خراش و رعب آور میکند که از فرسنگها قابل شندیدن است.

شاید به توجه به اعتراضات پرخروش بعد از انتخابات و یا اعتراضات قاطع اعراب منطقه به حکومتهای دیکتاتوری این پیشنهاد ساده و خنده دار باشد اما بنده به شخصه در این شرایط دشوار و با وجود این کسالت اینترنتی تنها راه رساندن صدای اعتراضمان را همین کاسه زنی میبینم. صدای هولناکی که خواب را بر دیکتاتور حرام میکند و صدای دل انگیزی که به گوش تمام عزیزان دربند و میرحسین و کروبی هم خواهد رسید و این عزیزان را به بیدار بودن و زنده بودن جنبش امیدوارتر خواهد نمود.

سکته کردن مهندس صباغیان


در ستون شنیده های سایت ملی مذهبی آمده است: بنا برخی شنیده ها مهندس هاشم صباغیان، صبح امروز پس از مراسم تشیع جنازه  آقای سحابی ،سکته کرده است.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود. لینک صفحه http://www.mellimazhabi.org/

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

بزن باران که بیصبرند یاران / نمان خاموش! گریان شو! بباران!

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزارع تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران سپندان فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است



بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران سپندان فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

اگر خواهان حکومت سکولار هستید پس چرا الله اکبر میگویید

اگر بخواهیم یک جمع بندی از خواسته اکثریت جنبش سبز و روشنفکران آن داشته باشیم، مطمئنا به این میرسیم که مردم خواهان یک حکومت سکولار دموکراتیک هستند.

خلاصه و پایه یک حکومت سکولار دموکراتیک و تعدیل شده برای جامعه و کشور پهناور ایران اینست که دین از سیاست جداست و افراد حق دارند آزادانه دین خود را داشته باشند (بعنوان یک مساله شخصی) و در مکانهای مذهبی مربوط به خود جمع شده و اعمال مذهبی خود را بدون ایجاد مزاحمت به بقیه شهروندان، انجام بدهند. داشتن دین و مذهب خاصی هم دارای ارزش و اعتبار خاص و یا بهره بردن اختصاصی از امکانات عمومی کشور نمیشود.

حالا با این تعریف از حکومت سکولار و خواسته اکثریت مردم (حداقل آن اکثریتی که در دنیای مجازی میبینیم)، پس چرا برای رسیدن به این هدف، اشتباها از شعار اصلی گروهی استفاده میشود که خواهان یک حکومت اسلامی هستند و خود با استفاده از این شعار به پیروزی و ایجاد یک حکومت اسلامی رسیده اند.

علت فریاد زدن "خدا بزرگتر است" چیست؟ آیا تا به حال در هیچ حکومتی در ایران بعد از اسلام محدودیتی برای ذکر الله اکبر داشته اید که حالا از این محدودیت به تنگ آمده و مخفیانه و شبانه در پشته بامها فریاد میزنید؟

میتوانم به جرات بگویم که برای حکومت اسلامی ایران و تمام جهانیان ثابت شده است که خواسته اکثریت مردم ایران این رژیم کنونی نیست. پس جنبش سبز به اولین هدف خود یعنی رساندن صدای مخالفت و نارضایتی به گوش حکومت ایران و جهانیان رسیده است. حالا وقت آنست که هدف بعدی، یعنی خواسته اصلی مخالفین کاملا و به وضوح مشخص شود. اگر همین امروز از اقای اوباما سوال بشود "آیا به نظر شما اکثریت مردم ایران از رژیم خود راضی هستند" جواب خواهد داد " من مطمئنم که اینطور نیست و راضی نیستند و خواهان تغییر". اما اگر پرسیده شود که این مخالفان چه میخواهند و دنبال چه هستند ایشون جوابی نخواهد داشت. برای من هم هنوز مشخص نشده که مردم معترض بدنبال چه هستند و اگر هدف مشخصی دارند چرا به وضوح آن را بیان نمیکنند و فقط به شعارهای مرگ بر این و آن بسنده میکنند.

آیا تنها هدف و آرزوی مردم مرگ عده ای است؟ آیا با مرگ و یا رفتن شخصی همه چیز اصلاح میشود؟ آیا با الله اکبر های شبانه هدف و خواسته خود را بیان میکنید؟ آیا وقت آن نیست که هدفی که برای آن کشته داده شده، و عده بسیاری مجروح و شکنجه و فراری شده اند، کاملا مشخص شود و در اجتماعات اعتراضی آن هدف فریاد زده شود.

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

گزارش از تهران - کارگر شمالی

پنج دقیقه پیش با خانمم تلفنی صحبت میکردم که در خیابان کارگر شمالی بود...میگفت جمعیت خیلی زیاد است ولی نیروهای پلیس و لباس شخصی هم زیادند...چند نفر دستگیر شده اند...جمعیت در پیاده روها و فرعی های خیابان کارگر در حال رفت و امدند و منتظر زیاد شدن هستند... هنوز هسته ای برای تجمع و راهپیمایی معترضان شکل نگرفته...خانم شین نگران نبود...صدای خنده چند دختر دیگر را هم پشت گوشی میشنیدم...به نظرم رسید آنجا همه خوشحالند و امیدوار...ناگفته نماند چندین بار هم وسط مکالمه تماسمان قطع شد. گزارش از دوست فیسبوکی

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

باور کنید 25 بهمن بهترین فرصت است و در تاریخ ثبت خواهد شد.


در 25 بهمن و یک هفته بعد از اظهارات خامنه ای، احمدی نژاد، لاریجانی و وزارت خارجه که بر علیه ابراز خشونت نیروهای مبارک علیه معترضین مصری ایراد شد، رژیم ایران نمیتواند بر علیه معترضین خود خشونت بخرج دهد. چون مثل تف سر بالا میماند.

جنبش سبز نشان خواهد داد که هنوز تمام قد ایستاده است و این باعث سرخوردگی مضاعف ساندیس خورانی میشود که جنبش سبز را پایان یافته میپنداشتند.

از نظر توجه رسانه ای، بهترین فرصت خواهد بود چون سر خط تمام خبرها اعتراضات مردم کشورهای منطقه به حکومتهای دیکتاتوری است و حتی اگر ننه مایکل جکسون هم بمیرد توجه رسانه ای از اعتراضات منحرف نخواهد شد.

در 25 بهمن با حضور میلیونی مردم معترض ایران، حکومت ایران در مقابل مسلمانان منطقه بی ارزش خواهند شد. چون رهبران آن، ریشه تمام اعتراضات مصر و تونس را نشات گرفته از انقلاب اسلامی خواندند و انقلاب اسلامی که در کشور خودش اینطور به تنگنا میافتد که میلیونها معترض دارد، پس به درد لای جرز هم نمیخورد.

۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه

بی شرفها مثل سگ دروغ میگویند!



با وجود اینکه دیشب در تهران بزرگ و در بزرگترین کارخانه خودروسازی خاورمیانه یک حادثه اسفبار اتفاق افتاده. اما هیچ ارگانی نه پاسخگوست و نه اجازه خبررسانی درست به مردم و خانواده های داغدار می دهد. هیچکس هم پی گیر علت حادثه نیست و جنجال فقط بر سر تعداد کشته شدگان، نوع کامیون و مالکیت کامیون است.


از اول صبح که این خبر منتشر شده، ابتدا خبرگزاریهایی مانند ایسنا، مهر و تابناک اعلام کردند که

"در ساعت 23:30 شب گذشته (سه‌شنبه) امدادگران شيفيت اورژانس از طريق تماس شهرونداني در جريان حادثه تصادفي در بلوار ايران خودرو مابين جاده مخصوص و جاده قديم قرار گرفتند.

وي ادامه داد: امدادگران با حضور در صحنه حادثه دريافتند كه يك دستگاه كاميون متعلق به شركت ايران خودرو با پرسنل ايران خودرو كه در محل سرويس ايستاده بودند، برخورد كرده كه اين حادثه چهار كشته بر جاي گذاشته است.

پزشك كشيك اورژانس تهران با تاكيد بر اينكه تعداد مجروحان اين حادثه مشخص نيست، يادآور شد: بر اساس گزارش‌هاي اوليه حال تعدادي از مصدومان وخيم گزارش شده است.
همچنين سرهنگ حسين مهرايي، رييس پليس ترافيك شهري پليس درباره اين حادثه اضافه كرد: علت اين حادثه هنوز مشخص نيست و ماموران راهنمايي و رانندگي در حال ارزيابي و بازديد از محل حادثه براي تعيين علت هستند.

وي با تاكيد بر اينكه اين كاميون متعلق به شركت ايران خودرو است، تصريح كرد: اين مسير براي تردد وسايط نقليه باز است
."

حالا بی اطلاعی پزشک کشیک اورژانس از تعداد مجروحین ،قسمت کمدی تلخ این خبر است. رییس پلیس هم تاکید میکند که کامیون متعلق به ایرانخودرو بوده است.

بعد از آن ایلنا در خبری اعلام میکند که

 " انحراف یک کامیون هووو حامل بار در محوطه کارخانه ایران خودرو منجر به کشته شدن چند کارگر و مصدوم شدن چندین کارگر شد. ایران خودرو آمار کشته شده ها را  چهار تن اعلام کرده، اما منابع خبری از کشته شدن ۸ نفر خبر می‌دهند.
ایلنا گزارش داد که ۶ نفر در محل شرکت فوت و ۲ نفر در بیمارستان فوت کرده‌اند. این خبرگزاری به نقل از شاهدان نوشت: ‌این حادثه در زمان ورود کارگران شیفت شب کارخانه روی داد. بعد از این حادثه شماری از کارگران کارخانه به شرایط سخت کار اعتراض کردند."

پس بر اساس این خبر کامیون هووو و ساخت ایرانخودرو و متعلق به ایرانخودرو و در محوطه ایرانخودرو بوده و 8 نفر جانباخته اند و بعد از آن اعتراضات کارگری شکل میگیرد.


اما سایت انقلاب اسلامی در همان روز مینویسد

 " هم اکنون کارخانه ایران خودرو در محاصره کامل نیروهای ضدشورش است از ساعت ۱۲ دیشب تا  ۵ صبح امروز بین کارگران ایران خودرو و حراست کارخانه درگیری بوده است. واقعه به این صورت روی داده است که یکی از کارگران شرکتی شیفت شب را، که در قسمت حمل و نقل داخل کارخانه کار می کند، با وجود بیماری مجبور به کار می کنند. این کارگر پس از این که با حال ناخوش خود چند سرویس کار می کند حدود ساعت ۱۱ و نیم دیشب با خودرو خود به کارگرانی، که برای زدن کارت ساعت در محل کارت ساعت جمع شده بودند، می زند و ۸ نفر از آنان را می کشد و ۱۳ نفر را زخمی می کند. پس از این حادثه، مسئولان کارخانه بلافاصله جنازه ها را با آمبولانس از محل حادثه جمع می کنند. اما کارگران جنازه یکی از کارگران را که سر از تن اش جدا شده بود از دست آنان  می گیرند و با روی دست گرفتن آن در داخل کارخانه با شعار «مرگ بر نجم الدین» (مدیر عامل ایران خودرو) تظاهرات می کنند."

پس در این سایت هم کشته شدن 8 نفر تایید میشود و حتی ادامه اعتراضات به تفصیل بیان میشود.


در بعد از ظهر همان روز بالاخره روابط عمومی ایرانخودرو ضمن عرض تسلیت اعلام میکند که:


" درساعت 23:30 پنجم بهمن ماه 1389 يك دستگاه كمپرسي بنز حامل بار يكي از پيمانكاران در حال ورود از در شماره 9 ايران خودرو بود كه بر اثر بي احتياطي با تعدادي از كاركنان شركت برخورد و متاسفانه باعث كشته‌شدن چهار نفر و زخمي شدن 13 نفر از پرسنل اين شركت شد."


در اعلامیه ایرانخودرو تنها خبری که مورد تایید قرار میگیرد زمان وقوع این حادثه است و بقیه جزییات حادثه کلا نفی میشود.

بر اساس این اعلامیه، کامیون بنز بوده و نه هووو چینی. کامیون متعلق به پیمانکار بوده و نه ایرانخودرو. مکان حادثه نزدیک درب ورودی بوده و نه داخل محوطه و تعداد کشته شدگان 4 نفر بوده و نه 8 نفر.

حالا سوال اینجاست که چطور حادثه ای به این بزرگی در تهران بزرگ و در بزرگترین کارخانه خودروسازی خاورمیانه اتفاق میافتد و با وجود شبکه های متعدد خبررسانی در پایتخت ایران، این تعداد اخبار ضد و نقیض بیان میشود. البته واضح است که مدیران ایرانخودرو برای تبرئه کردن خود ممکن است حتی اعلام کنند که از این 4 نفر فوت شده، فقط یک نفر کارگر ایرانخودرو بوده و او هم در همان شب از کار اخراج شده بوده و 3 نفر بقیه هم پیمانکار بوده اند. 

خداوند به داد بازماندگان این حادثه برسد.